در انجمنی نشسته دیدم دوشش (1034)
-
اندازه متن
+
در انجمنی نشسته دیدم دوشش
نتوانستم گرفت در آغوشش
رخ را به بهانه بر رخش بنهادم
یعنی که حدیث میکنم در گوشش
در انجمنی نشسته دیدم دوشش
نتوانستم گرفت در آغوشش
رخ را به بهانه بر رخش بنهادم
یعنی که حدیث میکنم در گوشش
باز گردد عاقبت این در بلی رو نماید یار سیمین بر بلی
ساقی ما یاد این…
جانیست غذای او غم و اندیشه جانی دگر است همچو شیر بیشه
اندیشه چو تیشه است…

