هر دل که بسوی دلربائی نرود (842)
-
اندازه متن
+
هر دل که بسوی دلربائی نرود
والله که به جز سوی فنائی نرود
ای شاد کبوتری که صید عشق است
چندانکه برانیش بجائی نرود
هر دل که بسوی دلربائی نرود
والله که به جز سوی فنائی نرود
ای شاد کبوتری که صید عشق است
چندانکه برانیش بجائی نرود
چون بزند گردنم سجده کند گردنش شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش
هین هله…
چون تاج منی ز فرق خود افکندیم اینک کمر خدمت تو بربندیم
بسیار گریستیم و هجران…

