عشق تو بهر صومعه مستی دارد (764)
-
اندازه متن
+
عشق تو بهر صومعه مستی دارد
بازار بتان از تو شکستی دارد
دست غم تو بهر دو عالم برسید
الحق که غمت درازدستی دارد
عشق تو بهر صومعه مستی دارد
بازار بتان از تو شکستی دارد
دست غم تو بهر دو عالم برسید
الحق که غمت درازدستی دارد
نه آتشهای ما را ترجمانی نه اسرار دل ما را زبانی
برهنه شد ز صد پرده…
آن راحت جان گرد دلم میگردد گرد دل و جان خجلم میگردد
زین گل چو درخت…

