جائیکه در او چون نگاری باشد (627)
-
اندازه متن
+
جائیکه در او چون نگاری باشد
کفر است که آنجای قراری باشد
عقلی که ترا بیند و از سر نرود
سر کوفته به که زشت ماری باشد
جائیکه در او چون نگاری باشد
کفر است که آنجای قراری باشد
عقلی که ترا بیند و از سر نرود
سر کوفته به که زشت ماری باشد
دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده انگشت برآورده اندر دهنم کرده
دل از…
با یار بساز تا توانی تا بیکس و مبتلا نمانی
بر آب حیات راه یابی گر…

