این طرفه که یار در دامن گنجد (568)
-
اندازه متن
+
این طرفه که یار در دامن گنجد
جان دو هزار تن در این تن گنجد
در یک گندم هزار خرمن گنجد
صد عالم و در چشمهٔ سوزن گنجد
این طرفه که یار در دامن گنجد
جان دو هزار تن در این تن گنجد
در یک گندم هزار خرمن گنجد
صد عالم و در چشمهٔ سوزن گنجد
از رنج و ملال ما چه فریاد کنی آن به که به شکر وصل را شاد کنی
تا چه خیال بستهای ای بت بدگمان من تا چو خیال گشتهام ای قمر چو جان من

