آن کان نبات و تنگ شکر نامد (487)
-
اندازه متن
+
آن کان نبات و تنگ شکر نامد
وان آب حیات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بدیدمش دمم برنامد
آن کان نبات و تنگ شکر نامد
وان آب حیات بحر گوهر نامد
گفتم بروم به عشوه دمها دهمش
چون راست بدیدمش دمم برنامد
یا مَلِکَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِی مِثْلُکَ فِی الْعالَمِ لَمْ یُخْلَقِی
باده ده ای ساقی هر متقی بادهٔ…
سماع صوفیان می درنگیرد که آتش هیزمی را تر نگیرد
یقین میدانک جسمانیست آفت مکوپ این…

