بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت (250)
-
اندازه متن
+
بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت
باری دل من جز صفت گل نگرفت
بیحاصلیم جز ره حاصل نگرفت
بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت
باری دل من جز صفت گل نگرفت
بیحاصلیم جز ره حاصل نگرفت
حاشا که به ماه گویمت میمانی یا چون قد تو سرو بود بستانی
مه را لب…
آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
در بر بنهاد بربط و…

