بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت (250)
-
اندازه متن
+
بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت
باری دل من جز صفت گل نگرفت
بیحاصلیم جز ره حاصل نگرفت
بگرفت دلت زانکه ترا دل نگرفت
وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت
باری دل من جز صفت گل نگرفت
بیحاصلیم جز ره حاصل نگرفت
تو را در دلبری دستی تمامست مرا در بیدلی درد و سقامست
بجز با روی خوبت…
عشوه دادستی که من در بیوفایی نیستم بس کن آخر بس کن آخر روستایی نیستم
چون…

