امشب آمد خیال آن دلبر چست (166)
-
اندازه متن
+
امشب آمد خیال آن دلبر چست
در خانهٔ تن مقام دل را میجست
دل را چو بیافت زود خنجر بکشید
زد بر دل من که دست و بازوش درست
امشب آمد خیال آن دلبر چست
در خانهٔ تن مقام دل را میجست
دل را چو بیافت زود خنجر بکشید
زد بر دل من که دست و بازوش درست
مست شدی عاقبت آمدی اندر میان مست ز خود میشوی کیست دگر در جهان
عاقبت امر…
آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز ای دوست شب و روز ز دل میافروز
…

