دیدم در خواب ساقیِ زیبا را (50)
-
اندازه متن
+
دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
بر دست گرفته ساغرِ صهبا را
گفتم به خیالش که غلام اوئی
شاید که به جای خواجه باشی ما را
دیدم در خواب ساقیِ زیبا را
بر دست گرفته ساغرِ صهبا را
گفتم به خیالش که غلام اوئی
شاید که به جای خواجه باشی ما را
میآید گرگ نزد ما وقت سحر هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر…
افتاد دل و جانم در فتنه طراری سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری
آید سوی بیخوابی…

