آکادمی پلیکان

گر در آب و گر در آتش می‌روی (2926)

- اندازه متن +

گر در آب و گر در آتش می‌روی
آن نمی‌دانم برو خوش می‌روی

در رخت پیداست والله رنگ او
رو که سوی یار مه وش می‌روی

نقش‌ها را پشت و پایی می‌زنی
سوی نقش نامنقش می‌روی

ذوق جان‌ها می‌زند بر جان تو
مست و دست انداز و سرکش می‌روی

در پی تو می‌دود اقبال رو
گر به عرش و گر به مفرش می‌روی

آنک در سر داری از سودای یار
چه عجب گر تو مشوش می‌روی

شه صلاح الدین برآ زین شش جهت
گرچه ظاهر اندر این شش می‌روی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×