اگر او ماه منستی شب من روز شدستی (2819)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۷
-
اندازه متن
+
اگر او ماه منستی شب من روز شدستی
اگر او همرهمستی همه را راه زدستی
وگر او چهره مستی به سر دست بخستی
ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و بدستی
وگر او در صمدیت بنمودی احدیت
به خدا کوه احد هم خوش و مست احدستی
و اگر باغ نه مستی که در او میوه برستی
ز کجا میوه تازه به درون سبدستی
سبد گفت رها کن سوی آن باغ نهان شو
اگر این گفت نبودی نه مدد بر مددستی
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
همچنان کن زاهد اندر سال قحط (123-4)
بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
