آکادمی پلیکان

ز آتش شهوت برآوردم تو را (174)

- اندازه متن +

ز آتش شهوت برآوردم تو را
و اندر آتش بازگستردم تو را

از دل من زاده‌ای همچون سخن
چون سخن من هم فروخوردم تو را

با منی وز من نمی‌دانی خبر
چشم بستم جادوی کردم تو را

تا نیازارد تو را هر چشم بد
از برای آن بیازردم تو را

رو جوامردی کن و رحمت فشان
من به رحمت بس جوامردم تو را

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×