آکادمی پلیکان

بیا ای آنک سلطان جمالی (2718)

- اندازه متن +

بیا ای آنک سلطان جمالی
کمالات کمالان را کمالی

خیالی را امین خلق کردی
چنانک وهمشان شد که خیالی

خیالت شحنه شهر فراق است
تو زان پاکی تو سلطان وصالی

تو خورشیدی و جان‌ها سایه تو
نه چون خورشید گردون در زوالی

بخندانی جهان را تو نخندی
بنالانی روان را تو ننالی

تو دست و پای هر بی‌دست و پایی
تو پر و بال هر بی‌پر و بالی

هزاران مشفق غمخوار سازی
ولیک از ناز گویی لاابالی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×