آکادمی پلیکان

نگارا تو گلی یا جمله قندی (2683)

- اندازه متن +

نگارا تو گلی یا جمله قندی
که چون بینی مرا چون گل بخندی

نگارا تو به بستان آن درختی
که چون دیدم تو را بیخم بکندی

چه کم گردد ز حسنت گر بپرسی
که چونی در فراقم دردمندی

من آنم کز فراقت مستمندم
تو آنی که هلاک مستمندی

در این مطبخ هزاران جان به خرج است
ببین تو ای دل مسکین که چندی

چو حلقه بر درت سر می‌زنم من
چه چاره چون تو بر بام بلندی

بیا ای زلف چوگان حکم داری
که چون گویم در این میدان فکندی

سپند از بهر آن باشد که سوزد
دلا می سوز دلبر را سپندی

بیا ای جام عشق شمس تبریز
که درد کهنه را تو سودمندی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×