آکادمی پلیکان

بیگاه شد وز بیگهی من شادم (1187)

- اندازه متن +

بیگاه شد وز بیگهی من شادم
امشب قنق است یار فرخ‌زادم

روز و شب دیگر است در عشق مرا
من زین شب و زین روز برون افتادم

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×