هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخو (2250)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۳
-
اندازه متن
+
هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخو
شبم ز بام به حجره، ز حجره تا سر کو
شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز
گرفته گوش مرا سخت همچو گوش سبو
ز هرچه پُر کندم، من سبوی تسلیمم
سبو اسیر سقایست، چون گریزد از او؟
هزار بار سبو را به سنگ بشکست او
شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو
سبو سپرده بدو گوش با هزاران دل
بدان هوس که خورد غوطه در میانهٔ جو
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
تن فدای خار میکرد آن بلال (27-6)
بخش ۲۷ - قصهٔ احد احد گفتن بلال در حر حجاز از محبت مصطفی علیهالسلام در آن چاشتگاهها…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
