ای برادر عاشقی را درد باید درد کو (2206)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۴
-
اندازه متن
+
ای برادر عاشقی را درد باید درد کو
صابری و صادقی را مرد باید مرد کو
چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن
نعرههای آتشین و چهرههای زرد کو
کیمیا و زر نمیجویم مس قابل کجاست
گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی سرد کو
برگذری درنگری جز دل خوبان نبری (2455)
برگذری درنگری جز دل خوبان نبری سر مکش ای دل که از او هر چه کنی جان نبری
…
مولانا 
