از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین (1881)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
-
اندازه متن
+
از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین
ماننده کاریزی بیتیشه و بیمیتین
دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردرد
بر روزن دلبر رو در خانه خود منشین
ای خواجه سودایی می باش تو صحرایی
در گلشن شادی رو منگر به غم غمگین
چون پوست بود این دل چون آتش باشد غم
وین پوست از آن آتش چون سفره بود پرچین
چون دیده دل از غم پرخاک شود ای غم
تبریز کجا یابی با حضرت شمس الدین
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
مستی امروز من نیست چو مستی دوش (1270)
مستی امروز من نیست چو مستی دوش مینکنی باورم کاسه بگیر و بنوش
غرق شدم در…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
