آکادمی پلیکان

ما همه از الست همدستیم (1761)

- اندازه متن +

ما همه از الست همدستیم
عاقبت شکر بازپیوستیم

ما همه همدلیم و همراهیم
جمله از یک شراب سرمستیم

ما ز کونین عشق بگزیدیم
جز که آن عشق هیچ نپرستیم

چند تلخی کشید جان ز فراق
عاقبت از فراق وارستیم

آفتابی درآمد از روزن
کرد ما را بلند اگر پستیم

آفتابا مکش ز ما دامن
نی که بر دامن تو بنشستیم

از شعاع تو است اگر لعلیم
از تو هستیم ما اگر هستیم

پیش تو ذره وار رقصانیم
از هوای تو بند بشکستیم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×