من به سوی باغ و گلشن می روم (1668)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۳۱
-
اندازه متن
+
من به سوی باغ و گلشن می روم
تو نمیآیی میا من می روم
روز تاریک است بیرویش مرا
من برای شمع روشن می روم
جان مرا هشتهست و پیشین می رود
جان همیگوید که بیتن می روم
بوی سیب آمد مرا از باغ جان
مست گشتم سیب خوردن می روم
عیش باقی شد مرا آن جا که من
از برای عیش کردن می روم
من به هر بادی نگردم زانک من
در رهش چون کوه آهن می روم
من گریبان را دریدم از فراق
در پی او همچو دامن می روم
آتشم گرچه به صورت روغنم
و اندر آتش همچو روغن می روم
همچو کوهی می نمایم لیک من
ذره ذره سوی روزن می روم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
تا در نزنی بهر چه داری آتش (1029)
تا در نزنی بهر چه داری آتش هرگز نشود حقیقت وقت تو خوش
عیاران را ز…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
