تا در نزنی بهر چه داری آتش (1029)
-
اندازه متن
+
تا در نزنی بهر چه داری آتش
هرگز نشود حقیقت وقت تو خوش
عیاران را ز آتش آمد مفرش
عیار نهای ز عاشقان پا درکش
تا در نزنی بهر چه داری آتش
هرگز نشود حقیقت وقت تو خوش
عیاران را ز آتش آمد مفرش
عیار نهای ز عاشقان پا درکش
تدبیر کند بنده و تقدیر نداند تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند
بنده چو بیندیشد پیداست…
این آتش عشق میپزاند ما را هر شب به خرابات کشاند ما را
با اهل خرابات…

