من اشتر مست شهریارم (1563)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۳
-
اندازه متن
+
من اشتر مست شهریارم
آن خایم کز گلو برآرم
چون گلبن روی اوست خویم
اشکوفه من بود نثارم
چون بحر اگر ترش کنم رو
پرگوهر و در بود کنارم
گر یار وصال ما نجوید
با عشق وصال یار غارم
خواری که به پیش خلق عار است
آن عار شدهست افتخارم
باد منطق برون کن از لنج
کز باد نطق در این غبارم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو (2202)
ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای تو
دامن…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
