آکادمی پلیکان

خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم (1491)

- اندازه متن +

خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم
که از سفهش بس سر انگشت گزیدیم

گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویش
زیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم

والله که مفری به جز از فر رخش نیست
کاندر خضر و گلشن او می نگریدیم

هر روز که برخیزی رو پاک بشویی
آن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم

آن سوی که در ساعت دشوار دل خلق
آید که خدایا همه محتاج و مریدیم

هر دانه که چیدیم همه دام بلا بود
سوی تو پراشکسته و تن خسته پریدیم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×