انجیرفروش را چه بهتر (1055)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۱۶
-
اندازه متن
+
انجیرفروش را چه بهتر
انجیرفروشی ای برادر
سرمست زییم مست میریم
هم مست دوان دوان به محشر
گر خاک شویم وگر بریزیم
ساقی با ماست بنده پرور
خاکش خوش باد کوست عاشق
خاکش ز شراب جان مخمر
آن خاک شکوفه کرد یعنی
مستیم از این سر و از آن سر
مهتر چو خراب گشت و خوش شد
خاکست خرابتر ز مهتر
خاکی گشتی چو مست گشتی
ملاح تو برکشید لنگر
خود لنگر ما گسست کلی
هر لوح جدا ز لوح دیگر
از بند و ز غرقه بازرستند
هر تخته کشتی است رهبر
چون خوش نبود چنین خرابی
بگشای دو چشم عقل و بنگر
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم (1138)
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر…
مولانا 
