مبر رنج ای برادر خواجه سخت است (349)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۸
-
اندازه متن
+
مبر رنج ای برادر خواجه سخت است
به وقت داد و بخشش شوربخت است
اگر چه باغ را نیمی گرفته است
ولیکن سخت بیمیوه درخت است
گشاده ابروست و بسته کیسه
مشو غره که او را سیم و رخت است
دو دستش را به تخته دوختستند
چه سود ار خواجه بر بالای تخت است
وجودش گر چه یک پارهست چون کوه
سخا اش مرده است و لخت لخت است
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
گم باد سَری که آن سَران را پا نیست (395)
گم باد سَری که آن سَران را پا نیست وان دل که بجان غرقهٔ این سودا نیست
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
