آکادمی پلیکان

گم باد سَری که آن سَران را پا نیست (395)

- اندازه متن +

گم باد سَری که آن سَران را پا نیست
وان دل که بجان غرقهٔ این سودا نیست

گفتند در این میان نگنجد موئی
من موی شدم از آن مرا گنجانیست

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×