آکادمی پلیکان

ز جام ساقی باقی چو خورده‌ای تو دلا (234)

- اندازه متن +

ز جام ساقی باقی چو خورده‌ای تو دلا
که لحظه لحظه برآری ز عربده عللا

مگر ز زهره شنیدی دلا به وقت صبوح
که بزم خاص نهادم صلای عیش صلا

بلا درست بلایش بنوش و دُر می‌بار
چه می‌گریزی آخر گریز توست بلا

پیاله بر کف زاهد ز خلق باکش نیست
میان خلق نشستست در خلاست خلا

زهی پیاله که در چشم سر همی‌ناید
ز دست ساقی معنی تو هم بنوش هلا

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×