آکادمی پلیکان

ز سوز شوق دل من همی‌زند عللا (230)

- اندازه متن +

ز سوز شوق دل من همی‌زند عللا
که بوک دررسدش از جناب وصل صلا

دلست همچو حسین و فراق همچو یزید
شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و بلا

شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب
اسیر در نظر خصم و خسروی به خلا

میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم
رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا

اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست
چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا

خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش
که نفس ناطق کلی بگویدت افلا

کتاب رمان شب‌های روشن
مصاحبه با فروغ فرخزاد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
از من بپرس
×