عالیه مرادی
-
اندازه متن
+
هم مستم و هم بادهٔ مستان توام هم آفتِ جانِ زیردستان توام
چون نیست شدم کنون…
ما فریاد میزدیم: «چراغ! چراغ!» و ایشان درنمییافتند. سیاهی چشمِشان سپیدی کدری بود اسفنجوار شکافته لایهبر لایهبر شباهت برده از…

