از رود مگیر و بر سر رود مکن
-
اندازه متن
+
از رود مگیر و بر سر رود مکن
خود را به ره نرفته نابود مکن
خواهی زتو افروخته باشد مردم
چون کنده به چشم مردمی دود مکن!
از رود مگیر و بر سر رود مکن
خود را به ره نرفته نابود مکن
خواهی زتو افروخته باشد مردم
چون کنده به چشم مردمی دود مکن!
یک خاطر از کار تو آزاد نشد آزاده ای از حرف تو آباد نشد
بشکستی دلها…
آنکه میگردد با گردش شب گفت و گو دارد با من به نهان. از برای دل من خندان ست آنکه…

