در داد نخستینم کاسی بشتاب
-
اندازه متن
+
در داد نخستینم کاسی بشتاب
آنگه به نگاهی دل من برد ز تاب
آورد رهم چون به بیایان خراب
خود رفت و مرا نهاد با چشم پرآب
در داد نخستینم کاسی بشتاب
آنگه به نگاهی دل من برد ز تاب
آورد رهم چون به بیایان خراب
خود رفت و مرا نهاد با چشم پرآب
گفتم: اگر آفتاب بردارد سر. گفت: آندم، تیره شب درآید به سحر
گفتم: چو چنین است…
هرچند که افزود و به هر چند که کاست یک خط نه چنان است که پنداری راست.

