گفتم چه کنم؟ گفت اگر بتوانی
-
اندازه متن
+
گفتم چه کنم؟ گفت اگر بتوانی
گفتم چو توانستم، گفت ار دانی
گفتم نروم از تو دمی گفت خیال
خوش تاخته است تا کجایش رانی
گفتم چه کنم؟ گفت اگر بتوانی
گفتم چو توانستم، گفت ار دانی
گفتم نروم از تو دمی گفت خیال
خوش تاخته است تا کجایش رانی
آبادی از آتش است گویند و عذاب و آبادم از این دو خواهد آن درخوشاب
با…
یادم از روزی سیه میآید و جای نموری در میان جنگل بسیار دوری. آخر فصل زمستان بود و یک سر…

