گل زد به گریبانش از شادی چاک
-
اندازه متن
+
گل زد به گریبانش از شادی چاک
شادی ز گریبانش افتاد به خاک
گفتم که به وام شادی از او گیرم
رفتم بر گل، ولیک گل بود هلاک
گل زد به گریبانش از شادی چاک
شادی ز گریبانش افتاد به خاک
گفتم که به وام شادی از او گیرم
رفتم بر گل، ولیک گل بود هلاک
افتاد مرا با غلط اندازی کار در دیده ی خلق کرده کارم دشوار،
فی الجمله که…
آمد چه زمان؟ شبی. چه وقتی؟ به سحر خامش خامش نهاد گوشم بر در
چون دید…

