آکادمی پلیکان

روزی که دانش لب آب زندگی می‌کرد

- اندازه متن +
📹 | 🎧 | 📄

روزی که
دانش لب آب زندگی می‌کرد،
انسان
در تنبلی لطیف یک مرتع
با فلسفه‌های لاجوردی خوش بود.
در سمت پرنده فکر می‌کرد.
با نبض درخت ، نبض او می‌زد.
مغلوب شرایط شقایق بود.
مفهوم درشت شط
در قعر کلام او تلاطم داشت.
انسان
در متن عناصر
می‌خوابید.
نزدیک طلوع ترس، بیدار
می‌شد.
اما گاهی
آواز غریب رشد
در مفصل ترد لذت
می‌پیچید.
زانوی عروج
خاکی می‌شد.
آن وقت
انگشت تکامل
در هندسه دقیق اندوه
تنها می‌ماند.

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×