شاعران قدیم

7787 مطلب
پادشاهی اورمزدشاهنامهپادشاهی بهرام اورمزدپادشاهی بهرام نوزده سال بودپادشاهی بهرام بهرامیانپادشاهی نرسی بهرامپادشاهی اورمزد نرسیپادشاهی شاپور ذوالاکتافپادشاهی اردشیر نکوکارپادشاهی شاپور سومپادشاهی بهرام شاپورپادشاهی یزدگرد بزه گرپادشاهی بهرام گورپادشاهی یزدگرد هجده سال بودپادشاهی قباد چهل وسه سال بودپادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بودپادشاهی هرمزد دوازده سال بودپادشاهی خسروپرویزپادشاهی شیرویهپادشاهی اردشیر شیرویپادشاهی فرایینپادشاهی پوران دختپادشاهی آزرم دختمفرداتمواعظنامه، مصاحبه و یادداشتپادشاهی فرخ زاددیوان شمسغزلیاترباعیاشعار کوتاهمستدرکاتترجیعاتاشعار عاشقانهادبیات تعلیمیگزیده اشعاردفتر اولحکایتمثنویمثنوی معنویدفتر دومدفتر سومدفتر ششمدفتر چهارمدفتر پنجممثلثاتگلستانباب اولباب دومباب سومباب چهارمباب پنجمباب ششمباب هفتمباب هشتمبیوگرافیرسائل نثرفیه ما فیهاشعار فلسفیترانه‌ها (به روایت هدایت)نوروزنامهاشعار منتسبقطعهقصیدهپادشاهی یزدگردمجالس پنجگانهمجالس سبعههمه

ای گرگ نگفتمت که روزی (76)

ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی

کدام قوت و مردانگی و برنایی (77)

کدام قوت و مردانگی و برنایی
که خشم‌گیری و با نفس خویش برنایی

خدا را در فراخی خوان و در عیش و تن آسانی (78)

خدا را در فراخی خوان و در عیش و تن آسانی
نه چون کارت به جان آید خدا از جان و دل خوانی

گهی کاندر بلا مانی، (ز جان و دل) خدا خوانی (79)

گهی کاندر بلا مانی، (ز جان و دل) خدا خوانی
چو بازت عافیت بخشد سر از طاعت بگردانی

می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست (80)

می‌میرم و همچنان نظر بر چپ و راست
تا آنکه نظر در او توان کرد کجاست؟

از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد (81)

از روی نکو صبر نمی‌شاید کرد
لیکن نه به اختیار می‌باید کرد

می‌شنیدم به حسن چون قمری (82)

می‌شنیدم به حسن چون قمری
چون بدیدم از آن تو خوبتری

و رب غلام صائم بطنه خلا (83)

و رب غلام صائم بطنه خلا
و میزانه من سؤ فعلته امتلا

علیک سلام الله ما لاح کوکب (84)

علیک سلام الله ما لاح کوکب
و ما طلعت زهر النجوم و تغرب

و کل بلیغ بالغ السعی فی دمی (85)

و کل بلیغ بالغ السعی فی دمی
اذا کان فی حی الحبیب حبیب