آمد آمد آنکه نرفت او هرگز (926)
-
اندازه متن
+
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
آمد آمد آنکه نرفت او هرگز
بیرون نبد آن آب از این جو هرگز
او نافهٔ مشک و ما همه بوی وئیم
از نافه شنیدهای جدا بو هرگز
روز محک محتشم و دون آمد زنهار مگو چونکه ز بیچون آمد
روزیست که از ورای…
چون مار ز افسون کسی میپیچم چون طرهٔ جعد یار پیچاپیچم
والله که ندانم این چه…

