میآید گرگ نزد ما وقت سحر (922)
-
اندازه متن
+
میآید گرگ نزد ما وقت سحر
هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستر
بر وی زن آب ای که خاکت بر سر
میآید گرگ نزد ما وقت سحر
هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستر
بر وی زن آب ای که خاکت بر سر
هله درده می بگزیده که مهمان توم ز پریشانی زلف توپریشان توم
تلخ و شیرین لب…
قصهٔ آن خواب و…

