میآید گرگ نزد ما وقت سحر (922)
-
اندازه متن
+
میآید گرگ نزد ما وقت سحر
هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستر
بر وی زن آب ای که خاکت بر سر
میآید گرگ نزد ما وقت سحر
هم فربه میرباید و هم لاغر
تا چند کنی خرخر اندر بستر
بر وی زن آب ای که خاکت بر سر
انجیرفروش را چه بهتر انجیرفروشی ای برادر
سرمست زییم مست میریم هم مست دوان دوان به…
هر کو بگشاده گرهی میبندد بر حال خود و حال جهان میخندد
گویند سخن ز وصل…

