آکادمی پلیکان

اول که رخم زرد و دلم پرخون بود (542)

- اندازه متن +

اول که رخم زرد و دلم پرخون بود
هم خرقه و همراه دلم مجنون بود

آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود
کاری آمد که آن همه مادون بود

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×