هر ذره و هر خیال چون بیداریست (443)
-
اندازه متن
+
هر ذره و هر خیال چون بیداریست
از شادی و اندهان ما هشیاریست
بیگانه چرا نشد میان خویشان
کز باخبران بیخبری بدکاریست
هر ذره و هر خیال چون بیداریست
از شادی و اندهان ما هشیاریست
بیگانه چرا نشد میان خویشان
کز باخبران بیخبری بدکاریست
ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس وی جان کرم ز رنج ایوب بپرس
وی جمله…
آمد دل تا دردِ نهانم گفتن گفتا ز برای او چه دانم گفتن
گفتا که از…

