آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم (1117)

آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم
چون لطف خدا بیحد و اندازه شوم

صد بار خریده‌ای و من ملک توام
یکبار دگر بخر که تا تازه شوم

آواز سرافیل طرب میرسدم (1118)

آواز سرافیل طرب میرسدم
از خاک فنا بر آسمان می‌بردم

کس را خبری نیست که بر من چه رسید
زان با خبری که بی‌خبر می‌رسدم

از باد همه پیام او می‌شنوم (1119)

از باد همه پیام او می‌شنوم
وز بلبل مست نام او می‌شنوم

این نقش عجب که دیده‌ام بر در دل
آوازهٔ آن ز بام او می‌شنوم

از بسکه به نزدیک توام من دورم (1120)

از بسکه به نزدیک توام من دورم
وز غایت آمیزش تو مهجورم

وز کثرت پیداشدگی مستورم
وز صحت بسیار چنین رنجورم

از بلبل سرمست نوائی شنوم (1121)

از بلبل سرمست نوائی شنوم
وز باد سماع دلربائی شنوم

در آب همه خیال یاری بینم
وز گل همه بوی آشنائی شنوم

از بهر تو صد بار ملامت بکشم (1122)

از بهر تو صد بار ملامت بکشم
گر بشکنم این عهد غرامت بکشم

گر عمر وفا کند جفاهای ترا
در دل دارم که تا قیامت بکشم

از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم (1123)

از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم
وز بندهٔ بندهٔ توام خوش میرم

دیوانهٔ آن دو زلف چون زنجیرم
مدهوش دو چشم جادوی کشمیرم

از ثور فلک شیر وفا میدوشم (1124)

از ثور فلک شیر وفا میدوشم
هرچند که از پنجهٔ او بخروشم

هرچند که دوش حلقه بد در گوشم
امشب به خدا که بهتر است از دوشم

از چشم تو سحر مطلق آموخته‌ام (1125)

از چشم تو سحر مطلق آموخته‌ام
وز عشق تو شمع روح‌افروخته‌ام

از حالت من چشم بدان دوخته باد
چون چشم برخسار تو در دوخته‌ام

از جوی خوشاب دوست آبی خوردم (1126)

از جوی خوشاب دوست آبی خوردم
خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم

خود را بر جوش آسیابی کردم
تا آب حیات میرود میگردم