از بلبل سرمست نوائی شنوم (1121)
-
اندازه متن
+
از بلبل سرمست نوائی شنوم
وز باد سماع دلربائی شنوم
در آب همه خیال یاری بینم
وز گل همه بوی آشنائی شنوم
از بلبل سرمست نوائی شنوم
وز باد سماع دلربائی شنوم
در آب همه خیال یاری بینم
وز گل همه بوی آشنائی شنوم
ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر
ما مردانیم نشسته بر تنگ دره مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره
با فقر…

