شادمانی مکن که دشمن مرد (33)
-
اندازه متن
+
شادمانی مکن که دشمن مرد
تو هم از مرگ جان نخواهی برد
شادمانی مکن که دشمن مرد
تو هم از مرگ جان نخواهی برد
هرگز از دورِ زمان ننالیده بودم و روی از گردشِ آسمان در هم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه مانده…
طوطیی با زاغ در قفس کردند و از قُبحِ مشاهدهٔ او مُجاهده میبرد و میگفت: این چه طَلعتِ…

