سعدی گهی کاندر بلا مانی، (ز جان و دل) خدا خوانی (79) کپی نوشته کپی شد کپی لینک کپی شد ۱۴۰۴/۰۹/۱۳ - اندازه متن + گهی کاندر بلا مانی، (ز جان و دل) خدا خوانی چو بازت عافیت بخشد سر از طاعت بگردانی / میمیرم و همچنان نظر بر چپ و راست (80) خدا را در فراخی خوان و در عیش و تن آسانی (78) / سعدی دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری؟ (27-2) وقتی در سفر حجاز طایفهای جوانانِ صاحبدل همدمِ من بودند و همقدم؛ وقتها زمزمهای بکردندی و بیتی محقّقانه بگفتندی و… مطالعه سعدی یا وفا خود نبود در عالَم (27-1) یکی در صنعتِ کُشتی گرفتن سرآمده بود، سیصد و شصت بندِ فاخر بدانستی و هر روز به نوعی از آن… مطالعه نویسندهmaryamآخرین نوشتارسر گاه و دیهیم شاه اورمزد (1)چو دانست کز مرگ نتوان گریخت (2) 📋 بازگشت به فهرست دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *