آکادمی پلیکان

دریایِ فراوان نشود تیره به سنگ (40-2)

- اندازه متن +

طایفهٔ رندان به خلافِ درویشی به در آمدند و سخنان ناسزا گفتند و بزدند و برنجانیدند.

شکایت از بی‌طاقتی پیشِ پیرِ طریقت برد که چنین حالی رفت.

گفت: ای فرزند! خرقه‌ٔ درویشان جامهٔ رضاست، هر که در این کسوت تحمّلِ بی‌مرادی نکند مدّعی است و خرقه بر او حرام

 

 

دریایِ فراوان نشود تیره به سنگ

عارف که برنجد تُنُک آب است هنوز

گر گزندت رسد، تحمل کن

که به عفو از گناه پاک شوی

ای برادر چو خاک خواهی شد

خاک شو، پیش از آنکه خاک شوی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×