زنبور درشت بی مروت را گوی (74-8)
-
اندازه متن
+
یکی را گفتند: عالم بی عمل به چه ماند؟
گفت: به زنبور بی عسل
زنبور درشت بی مروت را گوی
باری چو عسل نمیدهی نیش مزن
یکی را گفتند: عالم بی عمل به چه ماند؟
گفت: به زنبور بی عسل
زنبور درشت بی مروت را گوی
باری چو عسل نمیدهی نیش مزن
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همیگفت: مگر خردی فراموش کردی…
دو درویشِ خراسانی مُلازمِ صحبتِ یکدیگر سفر کردندی. یکی ضعیف بود که هر به دو شب افطار کردی و دیگر…

