شادمانی مکن که دشمن مرد (33)
-
اندازه متن
+
شادمانی مکن که دشمن مرد
تو هم از مرگ جان نخواهی برد
شادمانی مکن که دشمن مرد
تو هم از مرگ جان نخواهی برد
یکی از شعرا پیشِ امیرِ دزدان رفت و ثَنایی بر او بگفت. فرمود تا جامه از او بَرکنَند و از…
وقتی در سفر حجاز طایفهای جوانانِ صاحبدل همدمِ من بودند و همقدم؛ وقتها زمزمهای بکردندی و بیتی محقّقانه بگفتندی و…

