اگر این سوتها که به گوشم میرسد
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۱/۱۱
-
اندازه متن
+
تو اگر هنوز استانبولی
و من اشتباه نمیکنم
زیر بغل
کتابی قدیمی دارم
که برای ماهی گیران سیسیل و کارگران مارسی خواهم خواند
تو اگر هنوز استانبولی
و من هنوز گول نامردان گل به سینه را نمیخورم
باز هم گوش به فرمان توام
تنها و بیپول شوم
کیفم را هم گم کنم
و حتا پستچی هم
در خانهام را نزد
اگر این سوتها که به گوشم میرسد
صدای سوت توست
درهای این تنهایی را
که چون سیارهای در مردمکانم میچرخند
شکسته و بیرون خواهم آمد
بارها نوشته ام
بارها وبارها
ما تو را میپرستیم استانبول
فراموش که نکردهای؟
تو را میپرستیم
استانبول
روشنایی چه نسبتی با تو دارد؟
روشنایی چه نسبتی با تو دارد؟ مگر آسمان از بستهگان و خویشانِ توست؟ چشمهایات همینکه مرا درمییابند و همینکه من…
آتیلا ایلهان 
