آکادمی پلیکان

دست زی دست نمی‌رسد

- اندازه متن +

دست زی دست نمی‌رسد
که سدِّ سفاهتی سیمانی در میان است:

«ما» در ذهنت می‌گذرد «آن‌ها» بر زبانت
نگران و ترس‌ْمُرده
چون دهن بگشایی!

کابوست آشفته‌تر باد!
باشد که چو از خواب برآیی
تعبیرش را تدبیری کنی.

۱۱ خردادِ ۱۳۶۳

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×