دست زی دست نمیرسد
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۷/۷
-
اندازه متن
+
دست زی دست نمیرسد
که سدِّ سفاهتی سیمانی در میان است:
«ما» در ذهنت میگذرد «آنها» بر زبانت
نگران و ترسْمُرده
چون دهن بگشایی!
کابوست آشفتهتر باد!
باشد که چو از خواب برآیی
تعبیرش را تدبیری کنی.
۱۱ خردادِ ۱۳۶۳
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
برچسب ها:
مدایح بیصلهبانوی پرغرور عشق _ باران
آنگاه بانوی پرغرور عشق خود را دیدم در آستانهی پُرنیلوفر، که به آسمانِ بارانی میاندیشید و آنگاه بانوی پرغرور عشق…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
احمد شاملو

