بر مردم دانی ز چه ره میجوشی
-
اندازه متن
+
بر مردم دانی ز چه ره میجوشی
تا ننگردت به خال لب میکوشی
خون دل مردم است خال تو و زان
خون دلشان زچشمشان می پوشی
بر مردم دانی ز چه ره میجوشی
تا ننگردت به خال لب میکوشی
خون دل مردم است خال تو و زان
خون دلشان زچشمشان می پوشی
خواهم گریزم، در بستهست قفس خواهم که بمانم، ندهد دل به هوس
خواهم به تو در…
در گیسوی وی راهم افتاد به شب وز سیل سرشک پا نهادم به تعب
گر جان…

